و من

که شعر ناسروده

تمام عصاهای سپید جهانم

چگونه می توانم

خویش را

تکه تکه میان درد های کور

تقسیم کنم

و در برهوت نفس گیر این سکوت سرد

 شعله ی نیمه افروخته ای باشم

شانه های لرزانت را

دستت را به من بده

این مثل به کار ما نمی آید

من عصاکش تو خواهم بود

اگر تو روشن برنخیزی

از این خواب سنگین ...

                               نسرین

/ 8 نظر / 13 بازدید
صفا

سلام نسرينم! یاد رمان «کوری» افتادم خوندی ؟ اگه نه حتما بخونش خيلی متفاوت و تکون دهندست . ................... تو که ميای نت چرا يه سر به من نمی زنی دختر جون ... آخه بابا به کی بگم من نسرين می خوام

هم وطن

کلیپ های طنز از احمدی نژاد http://www.iran-clip-iran.blogfa.com

ليلا

برهوت نفس گير اين سکوت دچارشم...

مسيح

سلام نسرين جون يک سر بزن به وب من ببين !! کولاک کردم چه آهنگی گذاشتم خودم هنوز تو خماري شم اين شکلی

ح.یعقوبی

سلام من که شعر ناسروده تمام عصاهای سپید جهانم چگونه می توانم خویش را تکه تکه میان درد های کور تقسیم کنم پیروز باشید.

سيما

سلام خوبی عزيزم وب قشنگی داری برات ارزوی موفقيت می کنم به منم سر بزن خوشحال می شم . نظر يادت نره ..... هاااااا اگر با تبادل لینک موافقی خبرم کن... باباییییییی