دستم را بند می کنم

به شاخه شکسته دل

هنوز هم می شکفد

این بهار غمگین

از میان یاد های یخ زده ات ...

                                       نسرین

/ 3 نظر / 12 بازدید
مسيح

کاش می شد مهمانی ات می کردم بر اين ارامش خيال

م.ر.ت

دست بند شده شما درد نکند!!

رفيعی

سلام خيلی لذت بخش بود برايم اين شعرکوتاه ونوت این بهار غمگین از میان یاد های یخ زده ات ...