رویاهای طلایی من

زیر پل های شکسته خوابیده اند

و حادثه های عریان بلاتکلیف

ته فنجان قهوه فالگیر

کز کرده اند

و زمانه

در رفت و آمد ناموزون عقربه ها ...

و بهار سرماخورده زیر لحاف برف ....

من با دو دست ادراکم اما

خاک را به بهانه آب ...

و دانه را به امید درخت ...

و پیله پروازم را

در آرزوی دیدن دوباره ات ....
                                                               

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

ن و القلم و ما یسطرون[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ع-وریا

و زمانه در رفت و آمد ناموزون عقربه ها ... لذت بردم. شعر هایی که می نویسی یک حس خاصی دارند. که کمتر در شعر امروز مشاهده می شود باز هم به روزم بی خودم . با یک پیک عرق سگی ویک جام سقوط خودم را برایم بیاور تا بالش را به چالش بکشم دلم برای خودم تنگ شده ... حتما بیا بیدار باشی

رضا

رواق منظرچشم من استانه توست کرم نمای و فرود ا که خانه خانه توست

...

...[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

آرتو

.............. .......................سلام دوستان خوب ...........من یه سوال داشتم: .....این 3 نقطه ها چه کمکی به متن ..................جه کمکی به من می کنند؟ .......................با اینهمه .........به این راحتیها فراموش نمی شوید.

وحید

درود من خیلی از این نوع شعر چیزی نمیدانم ولی اگه خودت نوشته باشی فک کنم آینده خوبی داشته باشی همین امیدوارم پیروز باشی بدرود

...

موفق و پاینده باشید و خاطر به نیک مشغول دارید....سلام!

سلمان خان از بندرعباس

از آنچه رنج میبرم زندگی نیست ،زندگانند سلام ... امیدوارم خوب باشی ... اگه میشه به من یه سری بزن آحه شاید این اخرین آپ و یا یکی مونده به آخرین آپ من باشه لطفا اين آپ رو بخون حتما ... راستی اگه آدرس وبلاک به های بندری رو داری رو بهم بده . ممنونت میشم ... راستی تعطیلات عید کجایی ؟؟؟ یه آسمونی تنهای تنها به اسم سلمان خان از بندرعباس ... بای تا های

سلمان خان از بندرعباس

از آنچه رنج میبرم زندگی نیست ،زندگانند سلام ... امیدوارم خوب باشی ... اگه میشه به من یه سری بزن آحه شاید این اخرین آپ و یا یکی مونده به آخرین آپ من باشه لطفا اين آپ رو بخون حتما ... راستی اگه آدرس وبلاک به های بندری رو داری رو بهم بده . ممنونت میشم ... راستی تعطیلات عید کجایی ؟؟؟ یه آسمونی تنهای تنها به اسم سلمان خان از بندرعباس ... بای تا های

عمران بودم

سلام دوست عزیز . . . مدیریت سویه تصمیم گرفته تمامی دوستاش رو به وبش زنجیر کنه . . . و شما هم یکی از حلقه های این زنجیر هستید . . . .