نه دستم می رسد

 

که از سر شاخه آرزوها بچینمت

 

نه به ملکوت نگاهت

 

بار یابم

 

خنده هایم را واگذار کرده ام

 

و گریه هایم

 

همه را پشت سرت  ...

 

و دلم را ... فراموش کن

 

فقط مانده ام چگونه  باید یاد بگیرم

 

که از پیله تاریک تنهایی ام

 

زیر باران این اشک ها

 

 گرگ برخیزم نهپروانه ...

 

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا علی کرمی

محمد رضا علی کرمی

حسین میرزائی

نسرین ! چه مشک بیز شده است انگشت قلمت. می گویم چقدر سخت است که شاعری این همه در جان خویش شاعر باشد و گاه نیاید آنچه می خواهد و نشود آنچه می باید. چقدر شاعری این همه متعالی زجر می کشد گاه با کار نارسیده ای که ارائه داده و پخته تر از آن هم بسیار در جان داشته اما نیامده .

خادمين حضرت خدیجه

سلام منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز [گل]

نرگسی

سلام نسرین باغ بهشتم فدای دل زیبایت برای شعرت می گویم : چاره ثبات است و مدارا و تحمل از تو جز پروانگی نمی آید ... می دانم دوستت دارم به اندازه ی روح بزرگت لحظه هایت آفتابی [گل][ماچ]

مسیح

تو مرغ چهار ژری تا به اسمان ژری تو ازکجا و ره بام و نردبان ز کجا .........

مسیح

تو مرغ چهار پری تا به اسمان پری تو از کجا و ره بام و نردبان کجا

رامین خسروی

سلام وسال نو بر شما مبارک ...با یه مثنوی به رورم ومنتظر شما دوست عزیز....سال خوبی داشته باشید ....یا علی

.......

یار من از راه آمده آن یار دلخواه آمده از اردوی شاه آمده انگار کوتاه آمده سلطان من بر دف زده از پیش و پس بر صف زده با صاحف مصحف زده در خلوت ماه آمده روز و شبم روشن از او خشک و ترم گلشن از او تا دیده ام جوشن از او از جانب شاه آمده

مريم قدياني

کدام نت غریبه ای آشنای من ! که با سرانگشتان دوری ات گریه می نوازی... مسخ كننده و زيبا چون عادت هميشه‌ اين دفتر ! نازنينم فرصتي دست داد تا قضاي هرآنچه ادايش واجب بود و مرور نكرده بودمش بجاي آورم . سال نو مبارك !