سکوت شکسته
پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧
خداحافظی با سکوت ... نظرات() 

 همراهان عزیز !

سکوت شکسته از این پس در شرق واژه ادامه می یابد ...

منتظر دیدارتان هستیم .

سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

 

              وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

                                     که در طریقت ما کافریست رنجیدن

 

سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

زندگی مواجهه ابدی انسان است با انتخاب ...

به نظر می رسد که هر انتخاب مثل خطی است که بر صفحه ی سفید هستی خود می کشیم .

بسیاری از آدم ها که انتخاب هایشان خوب نیست در طول زندگی مجموعه ای از خط های کج و کوله و نامفهوم تولید می کنند که هیچ معنای روشنی ندارند.

اما آنها که انتخاب های درستی دارند ؛ رفتارهایشان خطوط متوازن و معناداری را به وجود می آورد ؛

چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی .

نقل از کتاب « روی ماه خداوند را ببوس »  اثر :مصطفی مستور

شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

انسان ها گاهی در لا به لای واقعیت و ایده آل قفل می شوند ...

ایده آل ها همیشه  دور هستند و شیرین

اما واقعیت ها همزاد ما هستند و غالبا تلخ...

تنها کسانی که با شجاعت و حوصله مسیر واقعیت  به ایده آل را طی می کنند

تکامل را تجربه می کنند.

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

سرشارم از شور رویش

ولی آسمانی ندارم

آنقدر پاک است

احساس من

که در خاک

قلبم را

در دست باران می گذارم

می بارد

حرف هایم در بهت مرداب

و نگاهم

در لایروب فراموشی   ...

 

 

 

مگر سکوت

مگر سکوت

دوباره

برویاندم در نیزار ...

 

 

 

 

 

 

یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

 

تمنا می کنم تو را

برای قلبی عاریتی

با لب هایی که از آن من نیست ...

 

 با دست هایی

 می خواهمت  که

به آغوشم منتهی نمی شوند

 

سیب ها

وقت رسیدن

به قانون جاذبه نمی اندیشند

من به فاصله ها ....

 

ببین

زادگاه اشک های من

چشم های سربی کلمات نیست ...

 

 

جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

 

هر نیمه شب

 

کلماتت

 

در پاشویه چشمان من

 

آب تنی می کنند :

 

کاش هنوز هم تابستان

 

شمع دانی های همسایه بود که

   

رنگ به رنگ می شدند

 

از عاشقانه های ساده امان

 

و ما که

 

تمام آسمان را

 

پرستو می پوشیدیم  …

 

حالا تو نیستی

 

و کنار بال پروانه ها بهار من

 

روبان سیاه زده است

 

تو نیستی و من

 

همیشه بهاری تمام شده ام

 

برای باغچه کوچک دلم ...

 

پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 


نازنینم سلام


خودت خوب میدانی


که این پشت کوهی غارنشین


هیچ سر در نمی آورد از


کارهای گرافیکی و


چیزی به نام فتو شاپ


دلم می خواست برایت در


صفحه امان که حالا خانه مشترک


دلهای ساده امان است


جشن می گرفتم


اما من فقط بلدم با انگشتان خسته ام


روی صفحه کلید


کلمات را برایت برقصانم ...


روزت مبارک بهترینم ...

 

 

چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

و من آن کلمه نخستینم


که بر دوش می کشد


رنج دوست داشتن را ...

 

 


 
شعری نا شناس


که در خلاف جهت به سوی


لب های تو


شنا می کند ...

 

 


 
 یک روز


تا کجا دوباره همدیگر را ...

سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
  ... نظرات() 

 

کمی بهار

 

درون پاکت قسمت

 

و یک شاخه شراب

 

                 قسم به فال نگاهت !

 

همراه آینه ای راستگو

 

                        در برابر روح

 

و خطوطی پریشان و مبهم

 

                         در مهی انبوه ....

    

 دوباره فصل کولی عشق

رسیده تا کوچه های ذهنم  ...

 

...................................

من و چین به روز است

ممنون که ...